
چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدیده و به جاش یک زخم همیشه گی ، رو قلبت هدیه داده زل بزنی به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی حس کنی که هنوز هم دوسش داری
چقدر سخته دلت بخواد سر تو باز به دیواری تکیه بدی که یک بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده
چقدر سخته تو خیالت ساعت ها با هاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی
چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه ها تو خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه که هنوز هم دوسش داری
چقدر سخته گل آرزو هاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک
مژده رسید که ایام غم نخواهد ماند
چنین نماند وچنین نیز نخواهد ماند
من ارچه در نظر یار خاکسار شدم
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
من اگر اشک به دادم نرسد می شکنم
اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم
بر لب کلبه ی محصور وجود
من اگر در این خلوت خاموش سکوت
اگر از یاد تو یادی نکنم، می شکنم
اگر از هجر تو آهی نکشم
تک و تنها، به خدا می شکنم، می شکنم


ز اشکم بیخبر ماندی و آهم را نمیبینی
سخنها خفته در چشمم ٬ نگاهم صد زبان دارد
سیه چشما مگر طرز نگاهم را نمی بینی؟
سیه مژگان من موی سپیدم را نگاهی کن
سپید اندام من روز سیاهم را نمیبینی؟
پریشانم ٬ دل مرگ آشیانم را نمیجوئی
پشیمانم٬ نگاه عذر خواهم را نمیبینی؟
گناهم چیست جز عشق تو؟روی از من چه میپوشی؟
مگر ای ماه٬ چشم بیگناهم را نمیبینی؟
اگر می دانستی چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش می کردی
تمامی ذرات وجودت عشق را فریاد میکرد
اگر می دانستی چقدر دوستت دارم چشمهایت را می شستی
و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی
اگر می دانستی چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من می دوختی
تا بر من سکوت نگاه تو راز های یک عشق زمینی را با خود به عرش خدا ببرم
ای کاش میدانستی
اگر میدانستی که چقدر دوستت دارم هرگز قلبم را نمی شکستی
دلم هوایت کرده
نگاهش مي كنم ،شايد بخواند از نگاه من ، كه او را دوست دارم
ولي افسوس او هرگز نگاهم را نمي خواند
نگاه هم چیزی عجیبه نه اگر هم که با چاشنی عشق همراه بشه ....
من اون نگاههای زیباش رو تو ذهنم نگه داشتم زیباترین لحظه...
نگاهی که گاهی تا عمق وجود من نفوذ میکرد و از عشق خبر میداد اما....
نتونستیم.....
روزگاري در گوشه اي از دفترم نوشته بودم...... تنهائي را دوست دارم
چون بي وفا نيست تنهائي را دوست دارم چون تجربه اش کرده ام تنهائي رادوست دارم
چون عشق دروغين درآن نيست تنهائي را دوست دارم چون خدا هم تنهاست تنهائي را دوست دارم
چون در خلوت وتنهائيم در انتظارخواهم گريست وهيچ کس اشکهايم را نميبيند

يه روز عشقت رو دزديدم و براي اينکه جاش مطمئن باشه
اون رو تو قلبم قايم کردم اما نمي دونستم که يه روز براي اينکه
اون رو پس بگيري قلبم رو مي شکني
![]()
تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم
بي تو، يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو،
همين يک لحظه باقي است
و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم
اگه قرار باشه ظرف 24 ساعت دنيا به پايان برسه تموم خطهاي تلفن اشغال ميشه
..پر ميشه از : « از اينكه رنجوندمت پشيمونم من رو ببخش » « تو را عاشقانه مي پرستم »
« مراقب خودت باش »
اما بين اين همه پيام يكي از همه تكون دهنده تره
« هميشه عاشقت بودم ولي هيچوقت بهت نگفتم »
پس عشق و محبت را تقديم انكه دوستش داريم كنيم شايد فردايي نباشد
بگذار غمگین ترین ترانه ی خود را
از برای چشمان آبی تو بخوانم
نمی دانی وقتیکه رفتی
آسمان چشمانم بارانی شد
وقتیکه رفتی
تمام گلهای باغ امید قلبم پرپر شد
وقتیکه رفتی
حتی دقیقه ها هم به من رحم نکردند
وقتیکه رفتی
دنیا چه ها که با من نکرد
کاش بودی .............
و هرگز قلب آفتابی مرا ترک نمیکردی
کاش بودی ..........
من سر به شانه هایت می گذاشتم و عاشقانه تاسحر برایت شعر می سرودم
اما!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
هنوز منتظرم تا شاید باری دیگر تو را در کوچه های عاشقی ببینم...........
احساس کردم یه حسی که خودم هم اون حس رو دریافت می کردم نسبت به من داره
همیشه رو لباش لبخند کوتاهی بود که با همون لبخند
حرفش رو تموم می کرد می رفت هیچوقت نگاش تو نگاه من
زوم نمیشد شاید طفلی خجالت می کشید سرش رو بیاره بالا نگاه کنه
هر لحظه به یاد قامتی که روبروی من می ایستاد و صحبت می کرد می افتم
دلم بیشتر براش تنگ میشه راستی چرا دیگه پیداش نیست

من به تو هیچ وقت نگفتم با تو بودن آرزومه
نقش اون چشمای معصوم لحظه لحظه روبرومه
نیومد روی زبونم که بگم بی تو چی هستم
که بگم دیوونتم من زندگی مو به تو بستم
به ابر گفتم
عشق
چیست ؟ بارید
به باد گفتم
عشق
چیست؟ وزید
به پروانه گفتم
عشق
چیست؟ نالید
به گل گفتم
عشق
چیست؟ پرپر شد
به انسان گفتم
عشق
چیست؟
اشک از چشمانش جاری شد وگفت:
دیوانگیست
راستی ع ش ق چیست عشقای امروزی چرا این طورین
اصلا به اینا که نمیشه گفت عشق
عشق چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گفتي ستاره ماندنيست،ديدي ستاره هم شكست!؟
عهدي ميان ما نبود ،عهدِ نبسته هم گسست!!
اين خوابِ سبز از ابتدا ،يك اشتباه ساده بود
يك اشتباه ساده كه ،آخر مرا در هم شكست
گفتي :" تو را تقصير نيست ، نتوانمت در دل نشاند
اين آخرين حرف تو بود ،حرفي كه بنيانم گسست
ستاره
یکی نیست به من بگه چرا بادیدنش دست و پام رو گم میکنم
چرا صدام لرزش پیدا می کنه که نمی تونم به سوالی که از من میپرسه جواب بدم
شاید این خود عشقه که منو در خود احاطه میکنه
کاش میشد بهش بگم یا اسمشو ازش بپرسم تااغازی باشه برا مرهم شدن زخم من
تا اسمش را عاشقانه فریاد بزنم
کاش بودی تا دلم تنها نبود ... تا اسیر غصه ی فردا نبود
کاش بودی تا نگاه خسته ام ... بی خبر از موج و از دریا نبود
کاش بودی تا دو دست عاشقم ... غافل از لمس گل مینا نبود
کاش بودی تا زمستان دلم ... اینچنین پر سوز و پر سرما نبود
کاش بودی تا فقط باور کنی ... بعد تو این زندگی زیبا نبود 
شده تا حالا یه درد داشته باشین ونتونین اونو به کسی بگید
اونم دردی از جنس عشق مثلا اگر شما بخواین در امر خیر ازدواج
در مورد طرف تحقیق کنید اما نتونید اونو بشناسید
خب تو این مورد چیکار می کنید اگر نتونستید
طرف رو کامل نشناسید چیکار میکنید
لطفا در قسمت نظرات بیان کنید
![]()
من می توانم خدا رو دوست داشته باشم
چون به من ازادی انکار خود را داده است![]()
![]()